Paperback Õ باغ ملی MOBI Ü

Paperback  Õ باغ ملی MOBI Ü Popular Ebook, باغ ملی Author کورش اسدی This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of the book باغ ملی, essay by کورش اسدی Is now on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you معرکه بود شاید یکی از معدود داستان‌نویس‌های فارسی‌زبانی که در فرم و زبان از گلشیری عبور کرده به لحاظ ساختار زبانی و فرم و حتی فضاسازی یک سر و گردن از تمام دهه هفتادیا بالاتر بود.چیزی گاهی توی دلم مثل ایت خاکِ پیشِ روم کپه می‌شود نفس می‌زنم نفس‌نفس کپه بزرگ می‌شود بزرگ‌تر می‌شود خم می‌شود دهانم را باز می‌کنم رو به دره فریاد می‌زنم آب آن پایین پرخروش می‌پیچد و وحشتناک می‌شود دهام پر از مه می‌شود تکیه می‌دهم به دیوار پایم را دراز می‌کنم کپه را خراب می‌کنم چشمم می‌سوزد.پاهایم را بغل می‌کنم و پیشانی‌ام را می‌گذارم روی زانوهام زانوهایم دوست خاکند و دوست اشک‌هام قطره‌ها سُر می‌خورند و می‌چکند از چانه‌ام و دوست خاک می‌شوند.بالای سرم مه است روبه‌رویم مه است پیش پایم دره است پشت سرم دیوار.دست‌هام را دورِ زانو باز می‌کنم با این دست شانه‌ی این‌ور و با آن دست شانه‌ی این‌ورم را می‌گیرم خودم را به آغوش می‌کشم سرم را می‌گذارم روی دستم نوک زبانم را می‌زنم به پوستم مزه‌مزه می‌کنم پوستم را می‌لیسم می‌مکم گِزگز گذرانِ لرز توی خودم جمع می‌شومخلاسقوطخاموشیآب خروشان می‌گذردمی‌خوابم The National Park, Kourosh AsadiKourosh Asadi (19642017) is one of the most important pupils of influential Iranian writer Houshang Golshiri Asadi has published four short story collections, The ShellPlayer, The National Garden (winner of the 2004 Golshiri Award), The Aquamarine Dome, and Where the Sight Ends as well as a novel titled The Alley of Lost Clouds.تاریخ نخستین خوانش: روز چهاردهم ماه می سال 2006 میلادیعنوان: باغ ملی ؛ نویسنده: کورش اسدی؛ تهران، سالی، 1382؛ در 93ص؛ شابک 9647191308؛ چاپ دیگر تهران، نشر نیماژ، 1393، در 80ص؛ شابک 9786003671003؛ موضوع: داستانهای کوتاه از نویسندگان معاصر ایرانی سده 21مهشت داستان کوتاه: «سان شاین»، «باغ مهتاب»؛ «باغ من»، «باغ سوخته»، «باغ ملی»، «ایستگاه فانوس»، «جفت»، «کوچه بابل»؛ نقل نمونه متن از داستان کوتاه باغ ملی: «سرید باد پیچید لای موهاش و زنگ زنگ زنان گذشت.؛ چیزی از دلش کنده شد و خنده شد.؛ میان خنده به آغوش بابا رسید.؛ بابا باز بردش بالا گذاشتش سر سرسره.؛ گفت: «باش تا بیایم» و دوید سوی درخت‌ها.؛ درخت‌ها تکان می‌خوردند.؛ برگ‌ها جدا می‌شدند.؛ می‌چرخیدند.؛ می‌ریختند توی استخر خالی.؛ وسط استخر یک پیکر بود.؛ پیکر روی یک پا ایستاده بود، و کمر خم کرده بود، و با دو دست بازها را گرفته بود.؛ پیش پای پیکر یک توپ سفید، تکان می‌خورد، زنگ زنگ میزد و می‌ماند.؛ پرید و دوید سوی استخر.؛ توپ را برداشت.؛ روی پوست توپ چند قطره آب بود.؛ توپ را تکان داد.؛ زنگ زنگ زد.؛ خندید.؛ باز تکانش داد.؛ نگاهش کرد.؛ روی توپ یک خانه بود پای کوه.؛ رنگ کوه، رنگ لب‌های پیکر بود که یک قطره آب، یخ زده، رویش مانده بود، رنگ خرمالوهای باغچه خانه‌ شان»؛ تاریخ بهنگام رسانی 23/04/1399هجری خورشیدی؛ ا شربیانی گاهی وقت ها فکر میکردم نویسنده آن قدر خودش را دست بالا گرفته که انتظار دارد خواننده وقتش را برای حدس زدن ابهامات بی شمار و نمادهای نه چندان پرداخته شده و حلقه های مفقود پرشمار تلف کند و به کشفهای نهان یک نویسنده بزرگ دست یابد! در حالیکه در واقعیت برخی داستانها بیشتر به دل نوشته های وبلاگی میماندند، مخصوصا در نیمه دوم کتاب، بدون اینکه روایت یا شخصیت پردازی یا حتی فضاسازی خاصی صورت گیرد در یکی از داستانهای انتهایی هم که نویسنده علاقه اش به خودکشی را به صورت علنی و سالها پیش از خودکشی اش بازگو می کند فارغ از این نکات، نمادهایی در داستانها وجود دارند که اینجا و آنجا تکرار می شوند و برای فهم شان هم سبک داستان نویسی و حجم داستانها کفایت نمی کند بیشتر شبیه تراوشات ذهنی بودند که تلاش شده تا در قالب داستان عرضه شوند و برای من این سبک داستان نویسی که در داستانهای معاصر ایرانی بیشتر و بیشتر می شود، نه معنای خاصی دارد و نه جذابیتی ابهام داستان‌ها برای من و نه لزوماً هر خواننده‌ای بیش‌تر از آن‌که قسمتی از فرم داستان باشد، نقص قصه به شمار می‌آمد انگار چیزی جا مانده و لازم بوده دوباره پرداخته شود، از ابهام دربیاید اما نشده هر چند که این ابهام و نانوشته بودن تکه‌هایی از داستان در تمام مجموعه وجود دارد و شاید نویسنده بیش از حد به توانایی خواننده در سپیدخوانی اعتماد داشته حجم کوتاه داستان‌ها این فضای مبهم را دو چندان می‌کند چرا که خواننده حتا فرصت نمی‌کند کاملاً با داستان همراه شود با این همه داستان ایستگاه فانوس، کوچه بابل و باغ ملی را بیشتر می‌پسندم، شاید به این دلیل ساده که راحت‌تر با قصه‌شان ارتباط گرفتم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *